تایید صحت انتخابات حوزه قصرشیرین

صحت انتخابات حوزه قصرشیرین – گیلانغرب – سرپلذهاب امروز پنجشنبه 25اسفند90 رسما" مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفت وبر روی سایت این شورا قابل مشاهده است . یکبار دیگر ضمن تبریک به جناب آقای حسینی این پیروزی را که حاصل خادم شناسی مردم این منطقه است را ارج می نهیم و برای جناب آقای حسینی در این سنگر آرزوی موفقیت می نماییم . از حضور حماسی طرفداران سایر کاندیداها که باعث پر رنگ شدن صحنه انتخابات شدند هم تقدیر میشود . ملاک حضور مردم فهیم در پای صندوق ها بود و در واقع همه سربلند این میدان هستند.

اولین خواسته فرهنگیان از نماینده منتخب مردم

            اولین خواسته فرهنگیان از نماینده منتخب


یکی از بدیهی ترین وظایف هرنماینده دفاع از حقوق مشروع موکلان و همشهریان اوست . تحقق این امر در گرو عواملی است که شجاعت و صداقت در گفتار همین طورکاردانی ودلسوزی از مهمترین ابزار آن است ; اکنون به یکی از مهمترین مباحثی که تضییع آشکار وبارز حقوق فرهنگیان قصرشیرین است جهت استحضار نماینده منتخب مردم به شرح زیر وبه صورت مبسوط بیان میگردد. امیدواریم نماینده فهیم که با درایت وتیزبینی این مردم زحمتکش به افتخار شایستگی خدمت دست یافته از همین امروز صحبت که نه; بلکه فریاد بلند این قشر وارسته را بشنود وپیگیر آن گردد ; که خداوند فریاد بلند را از هیچ کس دوست ندارد مگر آنکه مورد ظلم قرار گرفته باشد .

هر کس نگاهی گذرا و سطحی به نقشه جغرافیا بیندازد می بیند که این شهر از طرف مرز پرویز خان با خوشبینانه ترین برآورد فاصله ای حدود 2 کیلومتر تا مرز دارد حال سئوال اینجاست چگونه رود الوند که از میان شهر میگذرد خط رٲس مرزی فرض شده و این سوی رودخانه که به مرز نزدیکتر است مرز محسوب نمیشود؟؟؟ اگر این قضیه مضحک ولی واقعی را باور کنیم عجیب تر آن خواهد بود که علاوه بر فرمانداری تعداد زیاد دیگری از ادارات بر روی نقطه صفر مرزی واقع شده اند!!! وباز باید پرسید کدام مسئولی چنین با دست بردن در خط تعریف ومشخص شده مرزی تمامیت ارضی کشور را زیر سئوال برده است ؟؟؟؟؟؟؟عراقی که در طول 8 سال جنگ نتوانست ذره ای از قلمرو ایران را تصاحب شود حال بخشی را با دست خود به آنان هدیه میدهیم چون در قاموس اداری ما رود الوند مرز حساب میشود ومعیار پرداخت مزایای نوار مرزی وکمتر توسعه یافته نیز با تکیه بر همین امر صورت میگیرد!!!!!!

اگر هم بخواهیم اززاویه دیگر به قضیه نگاه کنیم و آن را ناشی از عدم اطلاع برنامه ریزان فرض نماییم سوژه لوس تر و زشت تر میگردد چرا این سئوال در ذهن جای میگیرد چگونه تصمیم گیرندگان این مملکت تا به این حد از اوضاع اقلیمی وجغرافیایی کشور بی اطلاعند و به ساماندهی امور می پردازند؟؟؟؟؟

حال فرض کنیم در موارد مطرح شده قبلی کمی افراط در تفسیر مقال کرده ایم ; باشد با کمال تواضع خطا و پیشداوری خود را می پذیریم و به اشتباه خود معترف میشویم ولی این را دیگر نمی توان گفت که مسئولان عالی منطقه هم نسبت به کم کاری خود معترفند ; وهمه مشکلات را به سمع بالا دستی ها رسانده اند . کدام از این مسئولان گرانقدر متولیان طراز فوقانی قدرت وتصمیم گیری را به اینجا کشانده وخط رٲس مرزی از روستای فتاح بگ تا خسروی وسومار رانشانشان داده اند تا معنای مرزی بودن را با تمام وجود خود لمس کنند؟؟؟ به راستی کدام مسئولی به دنبال وزیران ومدیران ارشد رفت وبا اصرار آنان را به اینجا آورد تا اگر حرف روی کاغذ برایش سندیت ندارد و صورتجلسه و طومار برایشان ملال آوراست خود بیایند باچشم بصیرشان ببینند مرز کجاست؟؟؟؟؟

بنا نیست که له یا علیه کسی صحبت کنم ولی پای نهادن بر روی حقایق وخدمات دیگران ناجوانمردیست ولی کارد چو بر استخوان نشست دیگر یارای سکوت نخواهیم داشت.

سخنرانی فتح الله حسینی در قصرشیرین 09/12/1390

درود بر شما مردم قهرمان قصرشیرین  وسلام بر کرد قهرمان ; لقبی که رهبر به این مردم دادند خدا شما را حفظ کند شما حسینی را یاری کردید برادران عزیز نماینده باید خادم مردم باشد . یکی از مشکلات اینجا انحصاری بودن بازارچه قصرشیرین است که در اختیار افراد خاص است ودر کنارش بیکاری و فقر مردم هم وجود دارد . من همانطور که دیروز گفتم باخدا عهد بسته ام که خادم این مردم باشم . مردم زحمات زیادی کشیده اند من از نمایندگان دوره های گذشته تشکر می کنم ولی مردم  از عدم پیگیری مشکلاتشان گله مند هستند . نماینده انحصاری مو جب نارضایتی مردم میشود . منطقه ویژه قصرشیرین  را انشاءالله پیگیری خواهم کرد  همینطور ایجاد سرد خانه مواد غذایی جهت نگهداری محصولات کشاورزی از برنامه های کاری من است  تا از ضرر وزیان کشاورزان جلو گیری کند. یکی دیگر از مشکلات مردم بیکاری است  ودر راستای حل بیکاری هم اقدام خواهم کرد . کارخانه سیمان بازی دراز از برنامه های من برای رفع بیکاری است . بیمارستان اینجا  هم متخصص ندارد و چند ماه پیش کودکی بر اثر عقرب زدگی از دنیا رفت . شهر وبازارجه اینجا وهمه امکانات آن باید در اختیار مردم همین جا باشد . اکنون شرکتهایی که در بازارچه اینجا فعالیت دارند و فعال هستند غیر بومی می باشند . من به شما قول میدهم دستهای ناپاکی که پشت این قضیه هستند را قطع کنم ;43 درصد صادرات به عراق از این مرز صورت میگیرد وباید مردم به حق خود برسند در نفت شهر روزی 15 هزار بشکه نفت استخراج میشود وباید طبق مصوبه مجلس 2 درصد درآمد آن باید به منطقه اختصاص یابد اگر پیگیری این 2 درصد هم صورت گرفته باشد در رونق قصرشیرین نقش نداشته است . قصرشیرین خود دارای مدیران شایسته ای است که شهر باید به دست آنها اداره شود . این شهر دارای افراد خوبی است که نمونه آن شهید دکامی زاده است . افراد ضعیف باید توسط خود مردم برکنار شوند ونماینده نباید کسانی که به او رٲی ندادند را کنار بگذارد ووقت خود را صرف جابجایی مدیران کند و پاسخگو مردم باشد که چه خدماتی انجام داده است . من دنبال این مسیر نیستم . به عنوان نمونه همانطور که دیروز گفتم نماینده فعال ثلاث باباجانی با تلاش خود این روستا را به شهر تبدیل کرد . مردم الآن میدانند چه کسانی با تریلر برنج در منطقه توزیع میکنند وچه اهدافی دارند  مردم باید آنها را به مسئولین معرفی وتحویل قانون دهند از نیروهای امنیتی که پیگیر این قضیه هستند هم تشکر میکنم .    

چرا در وبلاگ اسم افراد را می نویسیم؟

من به آن دلیل اسم مینویسم که جنبه بررسی و حمایت از آقای فتح الله حسینی ونقد عملکرد آقای فرهاد تجری دارد اصولا" برادر جان که اسمت را ننوشته ای و ندیده به شما ارادت دارم انتخابات صحنه بیان نقاط قوت و ضعف افراد است . آنکه را میشنایم باید به دیگران معرفی کنیم و آنچه را نمیدانیم باید با اندیشه وتفکر پذیرفت چرا که پای سپردن سرنوشت دیارمان به دست افراد در میان است. برادر جان ای نام آشنای غریب ; بیشتر تحلیل این وبلاگ در حول دو کاندید میگردد زیرا این عزیزان قبلا" در دور دوم انتخابات مجلس هشتم یکباردیگر پنجه در پنجه افکنده اند همچنین چون اطلاعات رسیده از سوی سایر دوستان بعضا" دارای افراط و تفریط است حذف ویا منتشر نمیشود. با توجه به استراتژی وبلاگ در عدم توهین وحفظ حرمت افراد تا حد ممکن این رسالت را انجام داده ایم .

مضافا" ازدست حاج فرهاد دلمان کاسه ی خون نیست بلکه دریای خون است ; اکنون که این جوابیه را برای شما مینویسم نمونه تلاش مجدانه حاج فرهاد را نزد خود دارم و چند ماه پیش از طریق وبلاگشان با ذکر شماره نامه ها وتاریخ آنها برایش فرستادم تا دستی بر شانه اش بخورد وبیدارش کند اما گویی آب در هاون کوبیدن بود برای شما هم فقط آن ماجرا را مینویسم که خود بقیه را از سرمایه اش گرفته تا همراهان فقیرش که اکنون میلیاردی به هم زده اند را نگفته میدانید .

روزی بود و روزگاری معلمی از جور زمانه به بلایی مبتلا شد که طبیب نسخه هایی سخت ونایاب برایش می پیچید القصه روزی هاتفی معلم قصه ما که اکنون محاسنش سفید و سالهای خدمتش گذشت از مرز بیست را ندا در داد که ای غافل چرا دیوار غم بغل کرده و زردی رویت زرد تراز زردی غروب است برخیز که آفتاب نو برآمده و دریچه ای برای تنفس شده پدیدار ; معلم قصه ی ما چون این بشنید زود شال و گلاه کرد و با کمال دقت با خون جگر و اشک دیده رنجنامه ای نوشت تا تقدیم شهریار کند هر خط که می نوشت میگفت چون منی دست شهریار را گرفت و خط و کتابتش آموخته هرچه باشد قدر زر را زرگر خوب داند . پس حرمت آنکه را حرمتش نهاد تا پای بر دولت سرا نهد و در جمع بزرگان بنشیند را حفظ خواهد کرد . مختصر کنیم معلم خوش خیال ما را به محضر شهریار راه ندادند گفتند او در جمع بزرگان است تو که هنوز کوچکی!!!!!! معلم رنجور ما ساعتی بر در دولت سرا ایستاد تا شاید شهریار لااقل برای تماشای بارانی که نم نم و کم کم شدت می یافت سرکی بیرون کشد ; دیر شد ومعلم خیس خیس ; پاسبانان که تا آن وقت راه را به سختی سنگ بسته بودند احوالات را به عرض شهریار رساندند او را دل بسوخت و بفرمود حال وقت کار است بعد شام انشاء الله معلم را هم خواهم دید بگذریم که سخن به درازا نکشد ; شهریار سیر معلم را بدید وفرمود خوب امر؟؟؟؟ معلم عریضه را با شرم نشان داد و البته انصاف از کف ندهیم شهریار هم نخوانده مکتوب را خواند ورسیدگی هم کرد نامه ای به او داد تا با آن دستخط همایونی مشکلش حل شود ....الحمدلله تا اینجا سختی دیده بود ولی داشت نتیجه میگرفت و رفع مرارت; فقط یک نکته کوچک مانده بود و آن اینکه زیر نامه کنار امضای مبارک حضرت شهریار نوشته بود:

آدرس : دو کیلومتر پشت کوه قاف

معلم هم زیرش نوشت : بشکند دستی که خواندن و نوشتن را به تو آموخت

برادر جان قصه ای که خواندی نه طنز بود و نه معمایی بی جواب ; خاطره ای بود شخصی از حاج فرهادی که اکنون دوباره مهربان شده , عزیزم وقتی خودم این تجربه را دارم و حتی نامه جناب حاج فرهاد را هم هنوز دارم چگونه چشم بر درد دل همکاران وهمشهریان ببندم ؟؟؟ آیا ظلم نیست واقعیت را ننویسم ویا مباحث مجهول الاسم باشد؟؟؟؟عزیزم وقتی برای جواب مرقوم حاج فرهاد چندین بار بین تهران ودیارت رفت وآمد کنی وسرانجام پس از صرف صدها هزار تومان به نقطه صفر بر گردی آیا همین را میگفتی؟؟؟ و سرانجام حدس میزنی چند درصد از دوستان همین تجربه را داشته باشند ؟؟ به خدا هر چند درصدی که بگویی خیلی زیاده این یکی رو انصافا" دیگه قبول کن .

نذر سلامتی یوسف زهرا سلام الله علیه صلواتی بفرست

سخنرانی حاج فتح الله حسینی در سرپل ذهاب

امروز دوشنبه مورخه 08/12/1390 حاج فتح الله حسینی در جمع مردم سرپلذهاب در جوی دوستانه سخنرانی کرد . پیش از سخنرانی مردم با سر دادن شعارهای مختلف نسبت به ایشان اظهار احساسات میکردند پس از دقایقی فضا کمی آرام شد و حاج فتح الله به سخنرانی پرداخت . پیش از هر چیز باید گفت وقتی این سردار به زبان کردی با مردم صحبت میکرد نشانه ای از غنای فکری ایشان را نشان میداد که بر افتخار آمیز بودن زبان کردی تاکید داشت .در زیر به قسمتهای مهم وکلیدی که در سخنرانی این محبوب دلها به چشم میخورد اشارتی گذرا میکنم باشد مورد قبول دوستان قرار گیرد .

در انتخابات مجلس هشتم من با رٲی ارزشمند این مردم به دور دوم راه پیدا کردم . ما هشت دوره نماینده به مجلس فرستاده ایم و زحمت های زیادی هم کشیده اند که جای تقدیر وتشکر دارد. جنگ در غرب آغاز ودر غرب به پایان رسید پس مردم حق زیادی بر انقلاب دارند ; انقلاب مال همه است توانمندی نمایندگان مشخص است در اسلام آباد چند کارخانه احداث شد, ثلاث باباجانی روستایی بود با 6 خانوار که نماینده فعال آنها آن را به شهرستان تبدیل کرد و اکنون تمام آن گاز کشی شده است . ولی در منطقه ما کم کاری شده است وقتی نماینده در اختیار تعداد اندکی قرار گیرد نمیتواند به وظیفه خود عمل کند ; وقتی ما هشت نماینده در مجلس داریم آنها باید لیدر و پیشرو باشند برای عمران کرمانشاه , مردم اکنون از نمایندگان انتظار بیشتری دارند. شما فتح الله حسینی را میشناسید من طی 20 سال با مدیران ارشد کشور در ارتباط بوده ودر خود توانایی نماینده بودن را دیدم مردم از ما توقع حواله تراکتور و ماشین را ندارند توقع دارند نماینده آنها در مجلس بدرخشد ; با آنها صادق باشد و اهل باند بازی نباشد. من با شما عهد بسته ام نوکر وخادم شما باشم وچون باخدا هم چنین عهدی بسته ام پشیمانتان نخواهم کرد ; بیکاری زیاد است نماینده نباید متعلق به 90 نفر باشد طبق فرمایش مقام معظم رهبری باید برای خدمت از هم سبقت بگیریم سرپلذهاب بیمارستان دارد که متخصص ندارد و باید مصدومان به اسلام آباد و کرمانشاه اعزام شوند تازه ممکن است بیمار وراننده آمبولانس دو تایی زیر تانکر سوخت عراقی بروند !! وقتی که ثلاث گاز کشی شده و بخش کوچکی از سرپل ذهاب گازکشی شده این قابل قبول نیست . انشاءالله اولین کاری که پیگیر آن خواهم شد احداث کارخانه سیمان بازی دراز است . الآن بازارچه قصرشیرین در اختیار یکسری افراد غیر بومی قرار دارد وباید مردم اینجا خودشان آن را اداره کنند . شما همینطور که از نماینده حمایت میکنید زمانی که به مجلس رفت هم باید او را رها نکنید واز او کار بخواهید در بازارچه پرویزخان بعضی از افراد کارگر روزی 16 هزار تومان دارندولی یکسری افراد خاص وابسته به جریان خاص روزانه بیش از 50 میلیون تومان درآمد دارند . من سرباز ولایتم ودر اختیار 200هزار جمعیت منطقه قرار دارم واز همه میخواهم که مستقیم وبدون واسطه با من در ارتباط باشند من در چهار سال گذشته در مجلس نبوده ام وحاضرم خدماتم را با نماینده مجلس مقایسه کنند ببینند که خدماتی که من بابت نوکری مردم کرده ام بیشتر بوده یا دیگران ; من آن کارها را وظیفه خود دانسته ومردم هم اکنون قدر شناس آنند . امروز یک تریلر برنج درجایی خالی شده چرا قبلا" خالی نمیشده ؟؟ چرا از دانشجویان بابت رٲی گروکشی شده ؟؟ چرا در آستانه انتخابات بعضی از روستاها را به سرپلذهاب الحاق کرده اند ؟؟من از شما انتظار رعایت قانون را دارم ; از همه نیروهای نظامی و انتظامی برای برقراری نظم تشکر و قدر دانی میکنم.

 

نماینده شایسته از نگاه فرهنگیان جه ویژگی باید داشته باشد؟

 

با نگاهی عمیق میبینیم که فرهنگیان برای شرکت در انتخابات دارای رویکرد خاصی هستند به ویژه درسالهای اخیر که شاهد نوعی تسویه حساب بین طرفداران کاندید پیروز با سایرین بوده ایم . شاید نداشتن صنف شغلی خاصه در شهرهای کوچک بر دامنه این احتیاط شغلی افزوده باشد به هر صورت آموزش وپرورش از مٶثرترین موئلفه ها در سرنوشت انتخابات در هر حوزه وهر دوره بوده وهست از این رو همه به نحوی سعی در جلب حمایت این گروه دارند . مهم ترین عواملی که در این باره درخور بحث است به شرح زیر فهرست میشوند:

1- تعداد فراوان پرسنل که همراه اعضای خانواده جمعیت قابل توجهی هستند

2- تعداد فراوان دانش آموزان درسن رای گرچه تبلیغات در اماکن آموزشی ممنوع است

3- قدرت چانه زنی وبیان مطالب درحمایت از شخص یا جریان خاص

4- سطح بالای علمی واستفاده از روشهای ابزاری و روانشناسی

5- اعتماد عمومی به آموزش و پرورش در قیاس با سایر ادارات

درنظام کنونی آموزش وپرورش به سختی میتوان تشخیص داد که فرد دارای چه نوع گرایشی است در واقع نوعی حرکت بطنی وآرام دارند , شیوه ای که بیشتر معمول گشته ودرحال پیشرفت است تبلیغ غیر مستقیم وچهره به چهره است اگر هم تخریبی علیه شخصی صورت گیرد با توجه به بافت خاص آموزش و پرورش با تفکر واستدلال در ظاهر منطقی است . اخبار غیر رسمی از طریق آموزش و پرورش به سرعت رد وبدل وپخش میشود. از این گذشته فضا و زمان خالی به حد کافی برای پیشبرد برنامه ها در اختیار دارند.

این مختصری بود از رفتار انتخاباتی فرهنگیان ; در ادامه بحث میخواهیم به بررسی این نکته بپردازیم کاندید مورد علاقه آنها چه ویژگی هایی باید داشته باشد, در این راستا سوای از وابستگی های قومی وشهری که غالبا" همه تحت تٲثیر آن قرار دارند همواره وبه طور تجربی دیده اند بسیاری با ورود به مجلس و تکیه برصندلی وکالت در ساختمان بهارستان قشری که بیشترین سهم را در حمایت از آنان داشته اند را به دست فراموشی سپرده اند .

اکنون قشرفرهنگی در دهه چهارم انقلاب همچنان اصلی ترین پشتوانه انقلاب بوده و هست ولی نباید انکار کرد بیشترین فشار مالی واقتصادی را هم تحمل می کنند .کرامت وشخصیت معلم حکم می کند در خور شٲن وجایگاهش مورد تقدیر قرار گیرد هنوز ساعت 500تومانی وچند تکه شیشه بی ارزش که به عنوان کادو روز معلم در انبار منازل ومدارس به زخم دل فرهنگیان لبخند میزندرا فراموش نکرده ایم. هر سال ادارات مختلف به عناوین مختلف چندین بار به پرسنل خود عیدانه میدهند ,مراکز اقامتی مجلل برای پرسنل خود ایجاد کرده آن هم با نازلترین قیمت;و... ولی ما فرهنگیان .....

القصّه ما نماینده ای می خواهیم که نگاه ابزاری به آموزش وپرورش نداشته باشد, درست تکرار حکایت داس وفصل برداشت ; چون موعد برداشت گذشت وخرمن روانه انبار , آنچه در گوشه انبار تنها وغریب می ماند داس برّان دیروز است.